1 - وفات حضرت ابوطالب علیه السّلام
سیّد بطحاء حضرت ابوطالب علیه السّلام
(منتخب التواریخ: ص 43. بحار الانوار: ج 19، ص 24. فیض العلام: ص 326. قلائد النحور: ج رجب، ص 284. مصباح المتهجد: ص749)
سه سال قبل از هجرت و در سال 10 بعثت از دنیا رفت. بنابر نقلی سن آن حضرت به هنگام رحلت 81 سال بوده است.
(منتخب التواریخ: ص 80. وقایع الایام: ج 1، ص 303، از بحار الانوار)
اقوال دیگر در رحلت حضرت ابوطالب علیه السّلام عبارت است از: 27 جمادی الاولی، 26 و 29 رجب، 7 و 18 ماه رمضان، 15 و 17 شوال، اول و دهم ذی القعده، اول ذی الحجه.
(نفائح العلام: ص 158. اسد الغابه: ج 1، ص 19. قلائد النحور: ج رجب، ص 284. منتخب التواریخ: ص 43. احقاق الحق: ج 29، ص 614)
نسب حضرت ابوطالب علیه السّلام
نام مبارک آن حضرت عمران است، و پدرشان جناب عبدالمطلب، و مادرشان فاطمه بنت عمرو بن عائذ است. ابوطالب علیه السّلام با عبداللَّه پدر پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و زبیر بن عبدالمطلب برادر ابوینی بودند، یعنی از طرف پدر و مادر یکی بودند و سایر اولاد جناب عبدالمطلب با این سه بزرگوار فقط از پدر یکی بودند.
ایمان حضرت ابوطالب علیه السّلام
مجلسی رحمه اللَّه می فرماید: امامیه اتفاق دارند بر اسلام و ایمان جناب ابوطالب علیه السّلام به پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و اینکه هیچ گاه عبادت بتی نکرده است. بلکه ابوطالب علیه السّلام یکی از اوصیاء حضرت ابراهیم علیه السّلام است و امر اسلام و ایمان او در شیعه مشهور است و علمای شیعه کتابها در ایمان آن بزرگوار تألیف کرده اند.

صدوق رحمه اللَّه می فرماید: در حدیث آمده که جناب عبد المطلب علیه السّلام حجت الهی و جناب ابوطالب علیه السّلام وصی ایشان بوده است. طبق روایت ودایع انبیاء، عصای حضرت موسی علیه السّلام و انگشتر حضرت سلیمان علیه السّلام و. .. توسط عبدالمطلب علیه السّلام به ابوطالب علیه السّلام سپرده شد که ایشان آنها را به خاتم الانبیاء صلّی اللَّه علیه و آله سپردند.

ابن اثیر جزری شافعی می گوید: اهل بیت علیهم السّلام بر ایمان ابوطالب علیه السّلام اجماع دارند و اجماع اهل بیت علیهم السّلام حجّت است.
(منتخب التواریخ: ص 113 - 114. وقایع الایام: ج 1، ص 286 - 306. شرح ابن ابی الحدید: ج 14، ص 66 - 85)
کتب زیادی در ایمان حضرت ابوطالب علیه السّلام تألیف شده که اولین آنها در سال 630 ه’ نوشته شده است. از آن زمان تاکنون کتبی به زبانهای مختلف در ایمان، عظمت و بزرگی آن بزرگوار تألیف و چاپ شده است که بر اهل تحقیق پوشیده نیست.
(قلائد النحور: ج رجب، ص 284، 289، 314، 317، 318، 322. منتخب التواریخ: ص 113 -114. وقایع الایام: ج 1، ص 301)
حضرت رضا علیه السّلام می فرمایند: «کسی که معتقد باشد ابوطالب علیه السّلام با حالت کفر از دنیا رفته، کافر است». اشعار حضرت ابوطالب علیه السّلام در حمایت از پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله، اشعار منسوب به أمیر المؤمنین علیه السّلام هنگام رحلت ابوطالب علیه السّلام و کلمات آن بزرگوار به قریش در مسجد الحرام هنگام سوء قصد قریش نسبت به پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله، و کلمات آن حضرت هنگام رحلت، کلمات آن حضرت در طلب یاران همه دلالت دارد بر اینکه دارای ایمانی منحصر بفرد بوده است که در روایات تشبیه به ایمان اصحاب کهف شده است. بعضی از ابیات أمیر المؤمنین علیه السّلام در مرثیه آن بزرگوار نیز دلالت بر افضلیت آن بزرگوار بر حمزه دارد.

اصبغ بن نباته می گوید: أمیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: «بخدا قسم هرگز پدرم و جدم عبدالمطلب و هاشم و عبد مناف عبادت بت نکرده اند». گفتند: «پس چه را عبادت می کردند ؟ فرمودند: به سوی کعبه نماز می خواندند و بر دین ابراهیم و به آن متمسک بودند.

ابن ابی الحدید در ضمن اشعاری می گوید: اگر ابوطالب و پسرش نبودند، از دین اثری نبود که اینچنین استوار شود. ابوطالب در مکه از پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله حمایت کرد و پسرش در مدینه بی دریغ از پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله حمایت و دفاع می نمود.
(شرح ابن ابی الحدید: ج 14، ص 85. در وقایع الایام: ج 1، ص 289 می گوید: به گفته سیوطی احادیثی که جسارت به آن بزرگوار کرده اند، از موضوعات زمان معاویه و غیر آن است، برای شادی شجره ملعونه بنی امیه، و منجمله از راویان آن مغیره بن شعبه است که در عداوت و دشمنی با بنی هاشم شهره آفاق است)
پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله در وفات ابوطالب علیه السّلام
هنگامی که حضرت أمیر المؤمنین علیه السّلام خبر وفات ابوطالب علیه السّلام را به پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله داد، آن حضرت به شدت ملول و محزون شدند و فرمودند: «یا علی برو و او را غسل و حنوط و کفن کن و چون بر روی سریر نهادی به من خبر بده». هنگامی که آن حضرت دستورات پبامبر صلّی اللَّه علیه و آله را انجام داد و پدر بزرگوار را بر روی سریر گذاشت، پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله خودشان تشریف آوردند و چون نظر مبارکشان بر نعش عموی بزرگوارشان افتاد، رقت و حزن به آن حضرت دست داد و فرمودند: «ای عمو، صله رحم و مهربانی کردی و جزای خیر دیدی. ای عمو، در کوچکی مرا کفالت کردی و در بزرگی مرا نصرت و حمایت نمودی».

بعد به مردم رو کردند و فرمودند: «سوگند به خدا که اذن شفاعت می دهم در روز قیامت به عمویم که جن و انس از آن شفاعت تعجب کنند». با رحلت ابوطالب علیه السّلام جبرئیل نازل شده به پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله عرض کرد: «یاور تو از دنیا رفت، هجرت کن».
(بحار الانوار: ج 19، ص 69)
أمیر المؤمنین علیه السّلام در زمان حیات خود نائب می گرفت که برای عبداللَّه و آمنه و ابوطالب علیهم السّلام حج انجام دهند، و هنگام شهادت به اولاد خود وصیت فرمودند که نایب برای حج از طرف آن بزرگواران بگیرند.
(وقایع الایام: ج 1، ص 303)