1 - مرگ یزید بن معاویه
در سال 64 ه’ در شب چهارهم ربیع الاول یزید بن معاویه بن ابی سفیان در سن 39 سالگی یا 37 سالگی به درکات جحیم شتافت.
(مستدرک سفینه البحار: ج 4، ص 67. تقویم المحسنین: ص 16. فیض العلام: ص 215. زاد المعاد: ص 345 . بحار الانوار: ج 95، ص 189، ج 98، ص 101. عوالم (مقتل): ص 224. توضیح المقاصد: ص 87. تتمه المنتهی: ص 55)
اقوال دیگر در مرگ یزید دوازدهم و پانزدهم این ماه است.
(مسار الشیعه: ص 29)
مادر یزید میسون دختر بجدل کلبی است. او کسی است که غلام پدر خود را بر خود متمکن ساخت و به یزید ملعون بارور شد. از همینجاست که طبق فرمایش ائمه علیهم السّلام قاتل امام حسین علیه السّلام ولد الزناست، که این کلام شامل شمر، عمر سعد، ابن زیاد و غیر آنها نیز می شود.

او شارب الخمر، قمارباز، میمون باز، ناکح با محارم، صاحب اشعار کفرآمیز و تارک الصلوه بود. او بود که واقعه جانسوز کربلا را به وجود آورد و امام حسین علیه السّلام و اهل بیت و اصحاب آن حضرت را به شهادت رساند و امام زین العابدین علیه السّلام و عمه سادات زینب کبری سلام اللَّه علیها و دیگر علویات و فاطمیات را با آن وضع در کوچه و بازار به اسارت برد.

او بود که خانه خدا را خراب کرد و پرده کعبه را سوزانید. همچنین او بود که در واقعه حرّه در مدینه کشف ستر زنان مهاجر و انصار کردو سه روز مال و جان و ناموس مردم را بر سربازان خود حلال کرد.
(تتمه المنتهی: ص 55 - 56)
بعد از این ماجرا فرزندانی به هم رسیدند که پدر معینی نداشتند. بعد از آن قتل و غارتی در مدینه شد و حرم شریف نبوی هتگ گردید ، و مردم را در داخل حرم مطهر کشتند.

در علت مرگ او چند قول است: یکی اینکه به بلای ناگهانی هلاک شده است. شیخ صدوق رحمه اللَّه می فرماید: یزید شب با حال مستی خوابید و صبح او را مرده یافتند در حالیکه بدن او تغییر کرده، مثل آنکه قیر مالیده شده باشد. بدن نحسش را در باب الصغیر دمشق دفن کردند.

احمد بن حنبل و جماعتی از اهل سنّت لعن یزید را تجویز کرده اند و عده ای از آنان معتقد به کفر یزید هستند، و ابن جوزی کتابی بر رد یزید نوشته است.
(فیض العلام: ص 216)
در این روز زیارت امام حسین علیه السّلام مناسب است.



2 - مرگ موسی خلیفه عباسی
در این روز و به قولی در 15 و 18 ربیع الاول موسی الهادی، فرزند مهدی عباسی به درکات جحیم شتافت.
(قلائد النحور: ج ربیع الاول، ص 89. فیض العلام: ص 215. مستدرک سفینه البحار: ج 5، ص 223)
در همان شب هارون خلیفه شد و مأمون نیز به دنیا آمد.
(قلائد النحور: ج ربیع الاول، ص 91)
خلافت موسی الهادی یک سال و سه ماه طول کشید و 25 یا 26 سال عمر کرد. او به قساوت قلب و قلت رحم و خشونت طبع و شرارت نفس مشهور بود.
(تتمه المنتهی: ص 222 - 224)
سیّد بن طاووس رحمه اللَّه در مهج الدعوات روایت می کند که موسی الهادی لشکر فرستاده حسین بن علی بن حسن بن مثنی بن امام حسن مجتبی علیه السّلام صاحب فخ را با اصحابش شهید کرد، و سر او را با اسیران به نزد او آوردند، چون نظرش بر آن سر افتاد اشعاری خواند.

پس اسیران را یکی پس از دیگری می آوردند، و او بعد از سرزنش و توبیخ امر به قتل آنها می کرد. در یک روز جماعتی از اولاد امیر المؤمنین علیه السّلام را به قتل رسانید و طالبین را دشنام می داد تا رسید به نام مبارک موسی بن جعفر علیه السّلام، نسبت به آن حضرت بد گفت و فریاد کشید که حسین صاحب فخ خروج نکرد مگر به امر موسی بن جعفر علیه السّلام، چون او صاحب وصیت در این خانواده است. بخدا قسم او را به قتل می رسانم. خدا بکشد مرا اگر او را زنده بگذارم و خدا بکشد مرا اگر او را عفو کنم و اگر نبود که سفاح و پدرم مهدی فضائل بسیار در حق جعفر بن محمد از کثرت علم و دین و فضلش برایم نقل کرده اند، هر آینه قبر او را می شکافتم و بدن او را به آتش می سوزانیدم. علی بن یقطین نامه ای از بغداد برای حضرت کاظم علیه السّلام فرستاد و صورت حال را شرح داد. چون نامه به حضرت رسید، اهل بیت و شیعیان خود را خبر کرد و فرمود: رأی شما در این باب چیست؟

عرض کردند: صلاح این است که شما خود را از این جبّار ظالم پنهان داری. حضرت فرمود: اول نامه ای که از عراق بیاید متضمن خبر مرگ موسی الهادی است و چنان شد که آن حضرت خبر دادند.
(قلائد النحور: ج ربیع الاول، ص 92)