1 - آغاز امامت حضرت ولی عصر علیه السّلام
آغاز امامت حضرت صاحب الامر علیه السّلام و غیبت صغرای آن حضرت پس از شهادت امام عسکری علیه السّلام است، که تنها فرزند آن حضرت بودند.
(ارشاد: ج 2، ص 336. کشف الغمه: ج 2، ص 402. مستجاد: ص 226. اقبال: ص 598. فیض العلام: ص 207. زاد المعاد: ص 334. کافی: ج 2، ص 561. مصباح کفعمی: ج 2، ص 596. بحار الانوار: ج 95، ص 355 - 356، ج 50، ص 334)
این روز عید شیعه و اولین روز امامت و خلافت آخرین خلیفه و حجّت بر حق و منجی عالم بشریّت حضرت بقیه ا للَّه الاعظم علیه السّلام در سال 260 ه’ است.
(فیض العلام: ص 211)


2 - قتل عمر بن خطّاب
قتل عمر بن خطّاب
در آخر شب نهم ربیع الاول سال 23 ه’ عمر بن الخطاب از دنیا رفته است
(مدینه المعاجز: ج 2، ص 97)
و قول اهل سنّت روز چهارشنبه 26 ذی الحجه است.

این روز، روز شادی اهل بیت علیهم السّلام و انبیاء و ملائکه و ساکنان اعلی علیین و دوستان امیر المؤمنین علیه السّلام و اولاد طاهرین ایشان است چرا که در این روز نفرین حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام اللَّه علیها به اجابت رسید.
(زاد المعاد: ص 334. وقایع الایام: ج ربیع الاول و ربیع الثانی، ص 59. مستدرک سفینه البحار: ج 4، ص 67)
روزی عظیم الشأن است و روز سرور شیعه و عید بزرگ آنهاست. حضرت رسول صلّی اللَّه علیه و آله این روز را عید قرار داده و امر کرده است که مردم نیز عید قرار دهند و اعمال آن را به جا آورند.
(فیض العلام: ص 211)
کسی که در این روز انفاق کند، خداوند او را می آمرزد. در این روز اطعام برادران دینی و خوشبو کردن آنان و توسعه بر اهل و عیال و پوشیدن لباس جدید و شکرگزاری به درگاه خداوند متعال و عبادت نمودن مستحب است.
(مصباح کفعمی: ج 2، ص 596. بحار الانوار: ج 95، ص 189. زاد المعاد: ص 344 334. بحار الانوار: ج 95، ص 356351 از زوائد الفوائد سید بن طاووس)
فضیلتها و اسمهائی برای این روز ذکر شده که از جمله آنهاست: عیداللَّه الاکبر، غدیر ثانی، عید فطر دوم، روز فرح شیعه، عید اهل بیت علیهم السّلام، روز قتل منافق، روز قبولی اعمال، روز پیروزی مظلوم، روز دوستی مؤمنین، روز پرهیز از کبائر، روز نابودی ضلالت و گمراهی، روز شکرگزاری.
ماجرای قتل عمر
عمر بن خطاب به دست ابولؤلؤ که نامش فیروز و غلام مغیره بن شعبه بود، چند ضربه خنجر خورد که منجر به مرگ او شد.
(مسار الشیعه: ص 23. توضیح المقاصد: ص 33. العدد القویه: ص 328. فیض العلام: ص 129. بحار الانوار: ج 95، ص 199)
بنابر مشهور
(زاد المعاد: ص 34)
هنگامی که ابولؤلؤ ضربه ها را بر عمر زد و خواست فرار کند، عده ای مانع شدند، و 12 نفر را مجروح کرد که شش نفر از آنها مردند.
(بحار الانوار: ج 95، ص 200)
ماجرا از این قرار بود که قبل از تکبیر نماز ابولؤلؤ جلو آمد، و ضربه ای بر کتف و ضربه ای دیگر بر خاضره عمر زد. عمر افتاد، و عده ای جمع شدند و او را به خانه اش بردند. نزدیک بود خورشید طلوع کند که نماز را عبدالرحمن بن عوف با مردم خواند.
عمر در بستر مرگ
هنگامی که عمر را به خانه بردند مقداری نبیذ آوردند و او خورد ولی از قسمتهای ضربت خورده خارج شد و معلوم نشد از کجا خارج شده زیرا با خون هم رنگ بود. لذا عده ای گفتند: خلیفه شیر بخورد زیرا سفید است و معلوم می شود. شیر را خورد و از محل ضربه ها خارج شد. حاضرین برای دل گرمی گفتند: «مانعی ندارد، ضرری نمی زند»!اما ضربه های جناب ابولؤلؤ کارگر شد و به خلیفه سابق ملحق شد. در روز سوم در جنب ابوبکر دفن شد.
(تاریخ الخلفاء: ص 134 133)
عمر مدت ده سال و شش ماه و چهار شب خلافت کرد. او اولین کسی بود که نام خود را امیر المؤمنین گذاشت، و ابوموسی اشعری اولین نفری بود که او را در منبر به این نام خطاب کرد.
(تتمه المنتهی: ص 11)
بدعت عمر برای آینده خلافت
عمر به ابن عباس گفت: این خلافت را به چه کسی واگذار کنم؟ او علی بن ابی طالب علیه السّلام را پیشنهاد کرد و گفت: شجاعت و فضیلت و قرابت و سبقت در اسلامش معلوم است. عمر گفت: در طبع او مزاح است! ابن عباس گفت: در باره عثمان چه می گوئی؟ عمر گفت: اگر او خلیفه شود بنی امیّه را بر گرده مردم مسلّط می نماید.

ابن عباس گفت: در باره طلحه چه می گوئی؟ عمر گفت: مردی متکبر است و پیامبر را با کلامی که روز نزول آیه حجاب گفت آزرده است. او هنگام نزول آیه حجاب گفته بود: «وقتی از دنیا برود ما زنانش را به عقد خود در می آوریم».

ابن عباس گفت: در باره زبیر بن عوام چه می گوئی؟ گفت: او مرد شجاعی است. ولی بسیار بخیل است. مردی بدخو و مفسد است، که گاهی انسان و گاهی کافر است. در مورد سعد وقاص گفت: مردی متکبر و متعصب است و به کار خلافت نمی آید. ابن عباس گفت: در مورد عبدالرحمن نظرت چیست؟ عمر گفت: او مرد ضعیف القلبی است.
(منتخب التواریخ: ص 153 152. فیض العلام: ص 143)
عمر هنگام مرگ امر خلافت را به شوری واگذار کرد و ابوطلحه انصاری را طلبید و به او گفت: بعد از مرگ من با پنجاه نفر از انصار با شمشیرهای کشیده شش نفر را در خانه عایشه حاضر کنید: علی بن ابی طالب علیه السّلام، عثمان، طلحه، زبیر، سعد بن ابی وقاص عبدالرحمن بن عوف. آنگاه سه روز آنها را مهلت دهید، و بعد از آن اگر چهار یا پنج نفر بر نظری متفق شدند و دو یا یک نفر مخالفان آنان بودند، مخالفان را به قتل برسانید، و اگر سه نفر نظری داشتند و سه نفر نظر دیگری داشتند، آن طرف که عبدالرحمن بن عوف در اوست مقدم بدارید و سه نفر دیگر را گردن بزنید، و اگر بعد از سه روز بر امری اتفاق نکردند، هر شش نفر را گردن بزنید.
شورای بعد از مرگ عمر
بعد از مرگ عمر شوری در خانه عایشه تشکیل شد، و زبیر بن عوام پسر صفیه حق خود را به پسر دائی خود امیر المؤمنین علیه السّلام بخشید! طلحه بن عبیداللَّه هم حق خود را به عثمان بخشید! سعد بن ابی وقاص هم حق خود را به عبدالرحمن بن عوف بخشید.

عبدالرحمن به مسجد آمد و در جمع اصحاب به امیر المؤمنین علیه السّلام عرض کرد: من بیعت می کنم با شما به این شرط که عمل کنی به کتاب خدا و سنّت پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و روش ابوبکر و عمر! امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند: بلکه طبق کتاب خدا و سنّت پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و اجتهاد و رأی خود عمل می کنم.

عبدالرحمن این کلمات را سه بار به عثمان گفت، و عثمان قبول کرد. بار سوم عبدالرحمن با عثمان بیعت کرد و دیگران هم بیعت کردندغیر از بنی هاشم و جمعی از بزرگان صحابه مثل عمار یاسر و مقداد بن اسود که بیعت نکردند.
اینک جا دارد چند سؤال مطرح شود:
عمر در دوران جوانی به چه کاری مشغول بوده و در سفرهای تجارتی چه شغلی داشته است ؟

در جنگ حدیبیه و جاهای دیگر چه کسی به پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله اعتراض کرد؟

چه کسی نسبت هذیان به پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله داد؟

چه کسی در خانه امیر المؤمنین علیه السّلام را آتش زد و گفت: «قصد دارم خانه را با اهلش بسوزانم، اگرچه فاطمه در آن باشد» ؟

چه کسی محسن بن علی علیه السّلام را کشت ؟

چه کسی به قنفذ دستور داد تا به دختر پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله تازیانه بزند ؟

چه کسی ابوبکر را به غصب فدک ترغیب کرد و شهادت امیر المؤمنین علیه السّلام و امّ ایمن و حسنین علیهماالسّلام را رد کرد؟

چه کسی قباله فدک را از حضرت صدیقه سلام اللَّه علیها گرفت و جسارت به صورت مبارک آن حضرت کرد ؟

اولین کسی که دست روی دست گذاشتن را در نماز احداث کرد که بود؟

اولین کسی که خلافت را به شوری حواله نمود چه کسی بود؟

اولین کسی که با همراهی ابوبکر سهم ذوی القربی را نداد چه کسی بود ؟

اولین کسی که روز عید غدیر با علی بن ابی طالب علیه السّلام بیعت کرد و گفت: «بخ بخ یابن ابی طالب، اصبحت مولای و مولی کل مؤمن و مؤمنه» چه کسی بود؟

اولین کسی که از کوزه نصاری وضو گرفت و آنها را پاک می دانست چه کسی بود؟

اولین کسی که شهادت مملوک را از درجه اعتبار ساقط کرد چه کسی بود؟

اولین کسی که متعه حج و متعه نساء را حرام کرد چه کسی بود؟

اولین کسی که دستور داد نافله های ماه رمضان به جماعت خوانده شود چه کسی بود؟

اولین کسی که گفت عجمها از یکدیگر ارث نمی برند چه کسی بود؟

چرا هنگامی که شخصی از کوزه خلیفه خورد مست شد؟!!

چه کسی بود که وقتی پس از مرگش یک هشتم مال او را به چهار زن او قسمت کردند به هر زنی 83000 دینار رسید؟

چه کسی گفت: همه مردم از من باسوادترند حتّی پیرزنها؟!

از چه کسی هرگاه سؤال می کردند و در جواب فرو می ماند، می گفت: اشتغال به دلالی و خرید و فروش، مرا مانع از یاد گرفتن مسائل شد؟
اینکه در کتب تاریخ با عبارتهای مختلف ذکر شده که عمر بن خطاب حسب وصیت ابوبکر به خلافت مسلمین نصب شده که جای چند سؤال دارد:
1 - آیا وصیت ابوبکر نافذ است و وصیت اشرف مخلوقات خاتم الانبیاء صلّی اللَّه علیه و آله در غدیر و غیر غدیر نافذ نیست ؟

2 - آیا پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله در هنگام رحلت نفرمود کاغذ و قلم بیاورید تا بگویم و نوشته شود مطلبی که بعد از من اختلاف نکنید؟ چرا نسبت هذیان به آن حضرت دادند و کاغذ و قلم نیاوردند و حال آنکه خداوند در قرآن می فرماید: «هرچه آن حضرت می فرمایند وحی است نه از نزد خود».
(سوره نجم: آیات 3 - 4 «و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی»)
چطور برای ابوبکر کاغذ و قلم آوردند و کسی اعتراض نکرد. جالب اینکه او بیهوش می شد و به هوش می آمد و بعد از بسم اللَّه عثمان از طرف خودش نوشت خلیفه بعد از ابوبکر عمر است و ابوبکر مخالفتی نکرد؟



3 - قتل عمر بن سعد
عمر بن سعد فرمانده ظالم لشکر یزید در این روز به دست مختار ثقفی رحمه اللَّه به درک واصل شد.
(زاد المعاد: ص 344)