3 جمادى الثانى

 
1. شهادت حضرت زهرا (علیها السلام )(301)

امام رضا (علیه السلام ) مى فرماید: ان فاطمه صدیقه شهیده : ((همانا فاطمه راستگو و شهیده است (302))).
در این روز در سال 11 ه‍ بنابر قول 95 روز، در روز سه شنبه شهادت حضرت بتول عذراء مظلومه مضروبه حضرت سید النساء فاطمه زهرا (علیها السلام ) به وقوع پیوسته است (303).
بعد از شهادت و دفن پیامبر (صلى الله علیه و آله ) سه بار به منزل امیر المؤ منین و فاطمه زهرا (علیها السلام ) هجوم آورده ، و در هر بار به طریقى جسارت به اهل بیت (علیهم السلام ) كردند. در یكى از این دفعات ، كه در منزل آن حضرت را آتش زدند و به زور وارد منزل شدند، حضرت صدیقه (علیهم السلام ) پشت در بودند.
با اینكه مى دانسته آن حضرت پشت در است ، بالگد و فشار در را باز كردند، و میخ در سینه آن مخدره را آزرد و محسن (علیه السلام ) سقط شد و پهلوى آن حضرت بیهوش روى زمین قرار گرفت ، و حضرت مولى الموحدین (علیه السلام ) را با سر و پاى برهنه و دست بسته به طرف مسجد بردند.
وقتى حضرت زهرا (علیها السلام ) به هوش آمدند به دنبال امیر المؤ منین (علیه السلام ) رفتند، و از بردن آن حضرت به مسجد مانع شدند. داخل كوچه جلو چشم همسرش اسد الله الغالب امیر المؤ منین على بن ابى طالب (علیهم السلام )، با تازیانه و غلاف شمشیر بر بدن حضرت صدیقه شهیده (علیها السلام ) زدند كه طبق بعضى روایات از بازورى آن حضرت خون جارى شد و باز بیهوش روى زمین قرار گرفتند.
 
روزهاى حزن فاطمه (علیها السلام )

بعد از این وقایع و فجایع آن حضرت بعضى روزها با دلى شكسته و محزون كنار قبور شهداى احد مى رفت و مى گریست ، و مرگ خود را از خداوند طلب مى كرد، تا اینكه آهسته آهسته درد و جراحتهاى بدن بیشتر شد، و از آن به بعد نزدیك مدینه زیر درختى مى نشست و گریه و ناله مى كرد. منافقین آن درخت را هم بریدند. بعد از آن امیر المؤ منین (علیه السلام ) در آنجا سایبانى ساختند كه مشهور به ((بیت الاحزان )) شد.
روز به روز بر شدت بیمارى بى بى افزوده مى شد. سینه شكسته و مجروح ، بازوى ورم كرده ، صورت نیلى ، محسن سقط شده ، غم پیامبر (صلى الله علیه و آله )،، مظلومیت امیر المؤ منین (علیه السلام )، كا را به جایى رساند كه آن حضرت در بستر بیمارى افتاد، و وصیت هاى خویش را به امیر المؤ منین (علیه السلام ) فرمود: ((شبانه مرا از زیر پیراهن غسل بده و كفن كن و دفن نما. قبرم مخفى باشد و ابوبكر و عمر در تشییع و نماز من حاضر نشوند(304))).
 
مدینه در شهادت فاطمه (علیها السلام )

روز شهادت آن حضرت ، مدینه مثل روز شهادت خاتم الانبیاء (صلى الله علیه و آله ) شده بود. كوچك و بزرگ از زن و مرد، نالان و گریان بودند. بدن مطهر آن حضرت شبانه غسل داده شد و هنگام غسل ، امیر المؤ منین و حسنین و زینبین (علیهم السلام ) و فضه خادمه و اماء بنت عمیس حاضر بودند. سپس عده اى از گلهاى سر سبد اصحاب امیر المؤ منین (علیه السلام ): سلمان ، ابوذر، مقداد، عمار و... حاضر شدند و بدن را دفن كردند.
در بقیع ، چهل صورت قبر ترتیب دادند و بر آنها مقدارى آب ریختند(305). فرداى آن روز منافقین قصد نبش قبر را نمودند، ولى امیر المؤ منین (علیه السلام ) اجازه نفرمودند.
احتمالات در محل دفن آن حضرت متعدد است ، ولى زیارت آن حضرت در مسجد النبى (صلى الله علیه و آله )، حجره خود آن حضرت - كه در زمان ما جزء صحن مسجد است - بین محراب و منبر، و در بقیع وارد شده است .
مدت عمر آن مخدره مظلومه 18 سال و 60 روز یا 90 روز است . سال شهادت یازدهم هجرى استم
 
اقوال در شهادت حضرت زهرا (علیها السلام )

اقوال در شهادت حضرت زهرا (علیها السلام ) چنین است :
1. چهل روز بعد از شهادت پیامبر (صلى الله علیه و آله ) (ربیع الثانى )(306).
 2. چهل و پنج روز (سیزدهم ربیع الثانى )(307).
 3. شصت روز بعد از شهادت پیامبر (صلى الله علیه و آله )(308).
 4. هفتاد و دو روز بعد از شهادت پیامبر (صلى الله علیه و آله )(309).
 5. هفتاد و پن روز بعد از شهات پیامبر (صلى الله علیه و آله )(310).
 6. نود روز بعد از شهادت پیامبر (صلى الله علیه و آله )(311).
 7. نود و پنج روز بعد از شهادت پیامبر (صلى الله علیه و آله ) (سوم جمادى الآخر)(312).
 8. صد روز بعد از شهادت پیامبر (صلى الله علیه و آله ) (هشتم جمادى الآخر)(313).
 9. صد و دوازده روز بعد از شهادت پیامبر (صلى الله علیه و آله ) (20 جمادى الآخر)(314).
 10. 4 ماه بعد از شهادت پیامبر (صلى الله علیه و آله )(315).
 11. روز 21 رجب (316).
 12. روز 25 رجب (317).
 13. سوم ماه رمضان (318).
 14. 8 ماه بعد از شهادت پیامبر (صلى الله علیه و آله )(319).
 
درباره شهادت حضرت زهرا (علیها السلام ) جا دارد مرورى بر منابع مربوط به آن داشته باشیم .

درباره آتش زدن در خانه به این مدارك مراجعه كنید:
عوالم : ج 11 ص 400، 404، 441، 343. مؤ تمر علماء بغداد: ص 135 - 137. اثبات الوصیه : ص 143. الغدیر: ج 6 ص 391. ارشاد القلوب دیلمى به نقل بحار الانوار. كشف المرا: ص 402 - 403. نوائب الدهور: ص 192. حلیه الابرار: ج 2 ص 652.
درباره اینكه چگونه پهلوى آن حضرت را شكستند، به این مدارك مراجعه كنید:
فرائد السمطین : ج 2 ص 34 - 35. امالى صدوق : ص 99 - 101. اثبات الهداه : ج 1 ص 280 - 281. البلد الامین : ص 551 - 552. طریق الارشاد: ص 465. اقبال الاعمال : ص 625. بحار الانوار: ج 97 ص 200، ج 28 ص ‍ 268 - 270. عوالم : ج 11 ص 400 - 404.
درباره اینكه حضرت صدیقه (علیها السلام ) را كتك زدند، به این كتب مراجعه كنید:
اثبات الهداه : ج 1 ص 280 - 281. ارشاد القلوب دیلمى : ص 295. المحتضر: ص 109. امالى صدوق : ص 99، 101، 118، مناقب ابن شهر آشوب : ج 2 ص 209. تفسیر برهان ج 2 ص 343. حلیه الابرار: ج 2 ص ‍ 652. الخطط للمقریزى : ج 2 ص 346. سیره الائمه الاثنى عشر: ج 1 ص ‍ 132. اعلام النساء: ج 4 ص 124. فرائد السمطین : ج 2 ص 34 - 35. كتاب سلیم بن قیس : ج 2 ص 585، 586، 587، 674، 675، 907. بحار الانوار: ج 28 ص 297، 299. احتجاج : ج 1 ص 210، 216.
درباره سیلى و كبودى چشم آن حضرت ، به این كتب مراجعه كنید:
سیره الائمه الاثنى عشر: ج 1 ص 132. ماءساه الزهراء 3: ج 1 ص 164 - 193. الاسرار الفاطمیه : ص 135.
در باره علت شهادت محسن (علیه السلام ) به این كتب مراجعه كنید:
اثبات الوصیه : ص 143. الوافى بالوفیات : ج 6 ص 17 . تراجم اعلام النساء: ج 2 ص 317. فرائد السمطین : ج 2 ص 34 - 35. امالى صدوق : ص 99 - 101. بشاره المصطفى : ص 197 - 200.
درباره اینكه آن حضرت شهیده شدند و به مرگ طبیعى از دنیا نرفتند، فرمایش امام رضا (علیه السلام ) كافى است كه مى فرمایند: ((انها صدیقه شهیده ))... ((همانا فاطمه (علیها السلام ) راستگو و شهیده است ))(320). به مدارك زیر نیز مراجعه كنید:
مزار شیخ مفید: ص 156. مقنعه شیخ مفید: ص 459. بلد الامین : ص 198 - 278. بحار الانوار: ج 25 ص 373، ج 27 ص 261، 268، 270، ج 29 ص 192، ج 43 ص 170، 197، 200، ج 53 ص 23، ج 97 ص 197. مصباح الزائر: ص 25 - 26. مصباح المتهجد: ص 654. من لایحضره الفقیه : ج 2 ص 574. تهذیب الاحكام طوسى : ج 6 ص 10. الوافى : ج 14 ص 1370 - 1371. جامع احادیث الشیعه : ج 12 ص 264. القاب الرسول و عترته (علیهم السلام ): ص 39 - 43.
پس در این روز شیعیان باید به عزادارى آن حضرت قیام نمایند و آن مظلومه را زیارت كنند و ظالمان و غاصبان حق او را نفرین نمایند.