1 - شهادت امام حسین علیه السّلام:
در این روز در سال 61 ه’ که روز شنبه یا دوشنبه بوده، آقا و مولایمان حضرت اباعبداللَّه الحسین علیه السّلام در سن 58 سالگی (و یا 56 و یا 57 سالگی) بعد از نماز ظهر، مظلومانه و با حالت تشنگی و گرسنگی در زمین کربلا به شهادت رسیدند.
(ارشاد: ج 2، ص 133. اعلام الوری: ج 1، ص 420. کشف الغمه: ج 2، ص 40. توضیح المقاصد: ص 3. مسار الشیعه: ص 25. کافی: ج 2، ص 484. تهذیب شیخ طوسی: ج 6، ص 42. زاد المعاد: ص 306. معالی السبطین: ج 2، ص 5. مصباح کفعمی: ج 2، ص 594. مصباح المتهجد: ص 712. مقاتل الطالبین: ص 78).
این روز، روز باریدن خون از آسمان است، و روزی است که شهادت اهل بیت و اصحاب امام حسین علیه السّلام در آن به وقوع پیوسته است.
(زاد المعاد: ص 307 306)
چهار هزار ملک در این روز به زمین کربلا برای نصرت آن حضرت آمدند، و چون اجازه نیافتند تا ظهور حضرت مهدی علیه السّلام گریه کنان نزد قبر آن حضرت ماندگارند. در این روز ترک خوردن و آشامیدن بخصوص از غذاهای لذیذ مناسب است.
(توضیح المقاصد: ص 3. مسار الشیعه: ص 25)

2 - شهادت حبیب بن مظاهر اسدی کوفی.

3 - شهادت مسلم بن عوسجه.

4 - شهادت حر بن یزید ریاحی.

5 - شهادت جون مولی ابی ذر الغفاری.

6 - شهادت همسر وهب، به دست رستم غلام شمر.
(منتخب التواریخ: ص 288)

7 - شهادت شبیه ترین مردم به رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله، علی اکبر علیه السّلام فرزند بزرگ سیّد الشّهداء علیه السّلام عموی والامقام حضرت صاحب الامر علیه السّلام.

8 - شهادت قاسم بن الحسن علیه السّلام.

9 - شهادت عبداللَّه بن الحسن علیه السّلام.

10 - شهادت قمر منیر بنی هاشم حضرت عباس بن علی بن ابی طالب علیه السّلام.

11 - شهادت مولانا الرضیع باب الحوائج علی اصغر علیه السّلام.

12 - آمدن ذوالجناح با یال و کاکل خونین به سوی خیمه فاطمیات برای آوردن خبر شهادت آن حضرت.

13 - ماتم و ناله و گریه پردگیان حرم بر سیّد الشّهداء علیه السّلام و اولاد و بستگان و اصحاب آن حضرت.

14 - غارت اموال از خیام امام حسین علیه السّلام.

15 - فرار فاطمیات و علویات در بیابانها بعد از شهادت آقا و سرورشان اباعبداللَّه علیه السّلام.

16 - غارت کردن لباس و زره و ... از بدن مطهر شهدای کربلا.

17 - جدا شدن سرهای مطهر امام حسین علیه السّلام و اهل بیت و اصحاب آن حضرت.

18 - به آتش کشیدن خیمه های آل اللَّه، فرزندان رسول خدا و علی مرتضی و فاطمه زهراء علیهم السّلام.

19 - شهادت دختران کوچک در کنار خیمه ها.

20 - گریه و ماتم بر سیّد الشّهداء علیه السّلام و عزای زمین و زمان، عرش و آسمان، جن و انس و ملک و وحوش بر آن حضرت.
در این روز ملکی ندا کرد: ای امت ظالمی که عترت پیامبر خود را کشتید، خداوند شما را موفق به درک عید فطر و قربان نفرماید.
(بحار الانوار: ج 45، ص 218. وسائل الشیعه: ج 4، ص 213)

21 - رأس مطهر امام حسین علیه السّلام در کوفه:
عصر عاشورا رأس مطهر و نورانی امام حسین علیه السّلام را توسط خولی بن یزید اصبحی ملعون و حمید بن مسلم ازدی به کوفه فرستادند.
(اعلام الوری: ج 1، ص 470. منتهی الامال: ج 1، ص 401. فیض العلام: ص 155)

22 - خونین شدن ریشه هر گیاهی که از زمین می کشیدند، از مصیبت عظمای آن روز.

23 - قتل ابن زیاد:
ابن زیاد در روز عاشورای سال 67 ه’ به فرمان مختار به جزای ظاهری اعمالش رسید و کشته شد.
(تتمه المنتهی: ص 90. قلائد النحور: ج ذی الحجه، ص 424. استیعاب: ج 1، ص 396. البدایه و النهایه: ج 8 ، ص 310)
حصین بن نمیر و جمعی از قتله امام حسین علیه السّلام نیز همراه ابن زیاد به قتل رسیدند.
(مستدرک سفینه البحار: ج 5، ص 215)
ابن زیاد ملعون به دست ابراهیم پسر مالک اشتر نخعی کشته شد، و سر نحسش را برای مختار فرستادند. مختار هم سر او را برای امام زین العابدین علیه السّلام فرستاد. هنگام وارد کردن سر ابن زیاد حضرت مشغول غذا خوردن بودند. لذا سجده شکر به جای آورده فرمودند: «روزی که ما را بر ابن زیاد وارد کردند غذا می خورد. من از خدا خواستم که از دنیا نروم تا سر او را در مجلس غذای خود مشاهده کنم، همچنان که سر پدر بزرگوارم مقابل او بود و غذا می خورد. خداوند به مختار جزای خیر دهد که خونخواهی ما را نمود». سپس حضرت به اصحاب خود فرمود: همه شکر کنید.

24 - قیام حضرت مهدی علیه السّلام:
به روایتی حضرت بقیه اللَّه الاعظم حجه بن الحسن العسکری ارواحنا له الفداه در این روز قیام خواهند کرد.
(اعلام الوری: ج 2، ص 286. بحار الانوار: ج 95، ص 190)

25 - وفات امّ سلمه:
در این روز در سال 63 62 ه’ امّ سلمه همسر پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله از دنیا رحلت فرمود.
(مستدرک سفینه البحار: ج 5، ص 215).
نام او هند، پدرش ابی امیّه، مادرش عاتکه دختر عبدالمطلب بود. شوهر اول او پسر خاله اش ابوسلمه بن عبدالاسد بن مغیره بود. چون به شرف اسلام مشرف شد با همسرش امّ سلمه به حبشه مهاجرت کردند. پس از بازگشت از حبشه بر اثر زخمی که در جنگ احد بر او وارد شده بود، بعد از مدتی شهید شد.

سلمه، عمر، زینب و درّه، فرزندان او بودند، و عمر در جمیع جنگهای امیر المؤمنین علیه السّلام شرکت کرد ومدتی از طرف آن حضرت والی بحرین بود.

بعد از اینکه عدّه امّ سلمه در وفات شوهرش سر آمد، ابوبکر و عمر جداگانه به خواستگاری او رفتند، ولی امّ سلمه اجابت نکرد. در سال چهارم ه’ پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله از او خواستگاری کرد و امّ سلمه قبول کرد، و به فرزند خود عمر بن ابی سلمه گفت: عقد را جاری کن.

عایشه وقتی دید پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله امّ سلمه را به عقد خویش در آورده بسیار ناراحت شد، چه اینکه امّ سلمه در جمال کم نظیر بود. عایشه به حفصه گفت: امّ سلمه چقدر زیباست! او باور نکرد تا اینکه امّ سلمه را دید. از هین جهت حسادت این دو با امّ سلمه بسیار زیاد بود.
امّ سلمه فضائلی دارد که او را از دیگر همسران پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله به جز خدیجه کبری سلام اللَّه علیها ممتاز کرده است:
1 - بارها امّ سلمه عایشه را نصیحت می کرد در پیروی از علی بن ابی طالب علیه السّلام، ولی او نمی پذیرفت. فضائل و مناقب آن حضرت را برای عایشه می گفت ولی او قبول نمی کرد، تا اینکه پسرش عمر بن ابی سلمه را با نانه ای خدمت امیر المؤمنین علیه السّلام فرستاد و در آن خبر داد که عایشه به سوی بصره حرکت کرده است. ...

2 - امّ سلمه شهادت داد که عایشه دشمن امیر المؤمنین علیه السّلام است.

3 - امّ سلمه شنید که یکی از آزاد شده هایش امیر المؤمنین علیه السّلام را ناسزا گفته است. آن شخص را فرا خواند و آنقدر از فضائل و مناقب علی علیه السّلام که از پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله شنیده بود برای آن شخص بازگو کرد، تا او توبه کند.

4 - امّ سلمه حدیث «نحن معاشر الانبیاء لانورّث. . . » را که ابوبکر آن را به دروغ به رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله نسبت داد تکذیب کرد.

5 - هنگامی که امیر المؤمنین علیه السّلام برای جنگ جمل حرکت کردند، امّ سلمه پسرش عمر بن ابی سلمه را برای یاری آن حضرت فرستاد، و به آن حضرت پیغام داد: «اگر پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله همسرانش را به ملازمت خانه ها امر نفرموده بود می آمدم و در نصرت و یاری شما کوتاهی نمی کردم».

6 - بعد از رحلت خدیجه کبری سلام اللَّه علیها مراقبت حضرت زهراء سلام اللَّه علیها با فاطمه بنت اسد سلام اللَّه علیها بود. بعد از رحلت فاطمه بنت اسد این مهم از طرف پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله به امّ سلمه سپرده شد، و عایشه از این ماجرا بسیار خشمناک بود. امّ سلمه می گفت: «مردم گمان می کنند من آموزگار فاطمه سلام اللَّه علیها هستم! بخدا قسم که آن حضرت آموزگار من است».

7 - روزی پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله پوست گوسفندی را طلبیدند و مطالبی را فرمودند و امیر المؤمنین علیه السّلام نوشتند. بعد آن پوست را به امّ سلمه دادند و فرمودند: «هرکس بعد از من فلان و فلان نشانه را به تو داد، این پوست را به او تسلیم کن». آن سه نفر آن نشانه ها را نداشتند، و امّ سلمه آن پوست را در خلافت ظاهری امیر المؤمنین علیه السّلام به آن حضرت که همه نشانه ها را دارا بود تسلیم نمود.

8 - هنگام حرکت امام حسین علیه السّلام از مدینه به مکه امّ سلمه آمد و خبر شهادت آن حضرت را که از پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله شنیده بود با اندوهی فراوان بازگو کرد. امام حسین علیه السّلام محل شهادت و موضع دفن خود و اصحابشان و. . . را به معجزه نشان دادند. سپس مقداری از خاک آن بقعه طیّبه را به امّ سلمه دادند و در نزد آن حضرت بود تا روز عاشورا که امّ سلمه پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله را با حالتی گردآلود و ژولیده مو در خواب دید، و عرض کرد: یا رسول اللَّه، این چه حالت است که در شما می نگرم؟ فرمودند: «ای امّ سلمه، حسین مرا کشتند و دیشب برای او و اصحاب او قبر می کندم».

وقتی از خواب بیدار شد خاکی که پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و امام حسین علیه السّلام به او داده بودند به خون تازه تبدیل شده است.
(ریاحین الشریعه: ج 2، ص 305 283)