1. بعثت پیامبر (صلى الله علیه و آله )

مبعث مبارك پیامبر (صلى الله علیه و آله ) در سن 40 سالگى و آغاز نزول قرآن بر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) در این روز بوده است .(462)
این روز یكى از اعیاد بزرگ است ، و روزى است كه حضرت رسول (صلى الله علیه و آله ) به رسالت مبعوث گردید و جبرئیل (علیه السلام ) بر پیامبرى آن حضرت نازل شد.(463) غیر شیعه مبعث را در 17 یا 18 یا 24 ماه رمضان و بعضى در 12 ربیع الاول مى دانند.
در این روز صلوات بر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) و اهل بیت آن حضرت و نیز زیارت آن حضرت و امیرالمومنین (علیه السلام ) وارد شده است .(464)
سالیان سال بود كه از بعثت انبیا (علیه السلام ) مى گذشت ، و هر قوم و قبیله اى با عقیده هاى مختلف خود زندگى مى كردند و در حجاز و مكه آن روز بیار بت مى پرستیدند: بت سنگى ، فلزى ، چوبى ، و گاهى از جنس ‍ خرما. دختران را زنده به گور مى كردند. اكثر قبایل در حال جنگ و خونریزى بودند. دنیا غرق در گمراهى و ضلالت بود. تا اینكه چهل سال از ولادت با سعادت اشرف مخلوقات و سرور كائنات حضرت محمد بن عبدالله (صلى الله علیه و آله ) گذشت . خداوند آن حضرت را به پیامبرى مبعوص ‍ فرمود، و جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و وحى هاى الهى را با آداب و مراسمى مخصوص به آن حضرت رسانید كه در كتب روایى با سندهاى مختلف ذكر شده است .
طبق بعضى روایات (465) هنگامى كه آن حضرت از كوه حرا بر مى گشتند انوار جال و عظمت ایشان را فرا گرفته بود، بحدى بود كه هیچكس را یاراى آن نبود كه به آن حضرت نظر كند. از كنار هر درخت و گیاه و سنگ كه مى گذشت در برابر آن حضرت خم مى شدند و به زبان فصیح مى گفتند: ((السلام علیك یا نبى الله ، السلام علیك یا رسول الله )).
هنگامى كه آن حضرت داخل خانه حضرت خدیجه (علیه السلام ) شدند، از شعاع انوار جمال آن حضرت خانه منور شد. خدیجه (علیه السلام ) عرض كرد:اى محمد، این چه نور است كه از شما مشاهده مى كنم ؟ آن حضرت فرمودند: این نور پیامبرى است . سپس خطاب به حضرت خدیجه (علیه السلام ) فرمودند: بگو: لا اله الا الله محمد رسول الله )). خدیجه (علیه السلام ) عرض كرد: سالهاست من پیامبرى شما را مى دانم . سپس به وحدانیت خداوند متعال و رسالت پیامبر (صلى الله علیه و آله ) شهادت داد.
در این هنگام آن حضرت فرمودند: ((اى خدیجه ، احساس سرما مى كنم . جامه اى بر من بپوشان )). حضرت جامعه بر خود كشید و خوابید. از جانب حقتعالى ندا رسید: ((یا ایها المدثر، قم فانذر و ربك فكبر...(466): ((اى جامه به خود پیچیده ، بر خیز و بترسان مردم را از عذاب پروردگار خود، و تكبیر بگو و پروردگارت را به بزرگى یاد كن )) آن حضرت برخاست و انگشت مبارك در گوش خود گذاشت و فرمود: ((الله اكبر، الله اكبر)) پس صداى آن حضرت به همه موجودات رسید، و همه با او موافقت كردند.(467)
پیامبر (صلى الله علیه و آله ) سه سال پنهانى مردم را به خداى یكتا دعوت مى فرمود، و پس از سه سال جبرئیل آمد و عرض كرد: ((خداوند متعال امر فرموده كه دعوت خویش را آشكار فرمایى )). سپس آن حضرت از كوه صفا بالا رفتند و مردم را انذار فرمودند و دعوت خود را علنى نمودند.(468)

پی نوشته ها: